ارشد

جو گير شده ام. يك جوگير واقعي اصلا انتظارش را نداشتم كه جلوي اسمم توي كارنامه جمله« شما مجاز به انتخاب رشته هستيد» را ببينم. آن هم توي رشته اي كه عاشقش شده ام : «علوم ارتباطات اجتماعي- گرايش روزنامه نگاري». حالا مي توانم اميدوار باشم كه اول مهر دوباره پشت يكي از نيمكت هاي دانشگاه بنشينم و دانشجوي كارشناسي ارشد باشم. خدا را شكر!

بوی یاس

دلم خیلی هوایتان را کرده بود آقا! خیلی وقت بود در عطش دیدارتان می سوختیم سدلم مدیون چشماته ابالفضل!قا ! ممنون از لطفتان. ممنون از این که با دریای عشقتان سیرابمان کردید. حتی توی خواب.

 دست و پایم را گم کرده بودم دیشب. هول شده بودم یک جورهایی! خب حق بدهید بعد از این همه تشنگی ... بعد از این همه عطش سیرابمان کنید. چه حالی هم داشت وقتی داشتیم پیاده می آمدیم از این جا تا شما!

خواب بود. اما نه ! خواب نبود. قسم می خورم عین بیداری بود. بیدار تر از هر بیدار بودم. حتی خیسی چشم هایم از اشک شوق دیدارتان را هم توی بیداری حس کردم.

ممنونم آقا که دلمان را روشن کردید.